X
تبلیغات
ای روزگار








ای روزگار

 

اوضاع خوبه فعلا

همیشه دوسدارم بیام بنویسم ولی حوصلش نیس

یه زمانی هجوم افکار راغبم میکنن که بیام بنویسم تا از دستشون راحت شم ولیییییییییییییییی....

|شنبه بیست و سوم دی 1391|

 

امتحان دارم

مغزم مدت هاست آکبند شده

حوصله خودمم ندارم

حسه خوبی ندارم

چقدر خوبه اینجا

|جمعه نوزدهم آبان 1391|

ساعت۳

من :فردا عید نیستا

آجی کوچیکه :هوووو من خسته شدم دیگه روزه نمگیرم

من:تو همون لره ای که میگه مو دیه طاقت ندارم عیدتون مبارک

آجی:آره عیدتون مبارک

|شنبه بیست و هشتم مرداد 1391|

 

داداشی دلم واست تنگه ،واسه باهم خندیدنامون،شوخی هات،مسخره بازی هامون

پیشه همیمو چقدر دور شدیم از هم

|پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391|

 

+ دیگ به دیگ نمیرسه،آدم به آدم میرسه

  ورژن جدید کوه به کوه نمیرسه

+اداها طبق طبق سگها بدورش وق وق

  منظور افادها طبق طبق

   همچین خواهری داریم ما

|پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391|

 

بازی های المپیک باشه ،یه خواهر جوگیرداشته باشی بعد یادت نباشه بری حموم اون موقعه بفهمی بازی نوشاد عالمیانه هی ای خواهری جیغو داد و دست بزنه هی تو صداشو بشنوی هی حرص بخوری  که ای چه موقعه حمومه هیییییییییییی آدم ایقد جوگیر خو آروم بشین نگاه کن

|دوشنبه نهم مرداد 1391|

 

گاهی وقتا یه حرف ،یه کلمه ، یه جمله می تونه یه طوفان بپا کنه تو وجود یه آدم ،بیزار کنه از همه چی

|پنجشنبه پنجم مرداد 1391|

 

شده ایم سقای خونمون نه اینکه شبا دیر می خوابم یا کلن نمی خوابم هرکی می خوابه بهم میگه شب بش آب بدم

 

|شنبه سی و یکم تیر 1391|

 

خفه شدم از بس سرم تو کامپیوتر و گوشی و نته معتاد شدم رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

بیکاریه دیگه  حالا یکی ندونه میگه من چه آدمه اکتیویم

 

|سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391|

 

هوا بس ناجوانمردانه گ ر م است

         یه پا جهنمه

|شنبه بیست و چهارم تیر 1391|